می بینند...

۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه

۱۳۸۹ خرداد ۵, چهارشنبه

شما می توانید عضو بلاک شوید

با کلیک بر گزینه ی دنبال کنید در بالای صفحه ی اصلی می توانید پیگیر این بلاگ باشید

پیکنیک خِرَد

پیکنیک خِرَد

خر، تیتاپ، دایناسور، لیزینگ بی ام و ::::رابطه ای منطقی ::::

یکی از زیباترین لحظه های زندگی یک خر زمانی است که تیتاپ می خوره. البته انچنان مارک تیتاپ مورد نظر نیست البته اگه پم پم باشه بهتره. موضوع اینجاست این موجود پوست خزی از طعم و بوی تیتاپ لذتی بی حد میبره. حالا می تویند تصور کنید اگه یه کامیون تیتاپ جلوی خر خالی کنید چه سرور و شادی ای خر را در برمیگیره ؟! راستش من فکر می کنم میمیره البته از خوشحالی ! شاید هم به خودش بیاد و روی دوپا شروع به زندگی کنه ! تازگی خرها سبک تازه ای از زندگی رو شروع کردند ان هم باج گیری از کامیون های حاوی تیتاپ است. اونا سر دور برگردون کیلومتر 5 جاده کرج وای می ستن و منتظر اومدن کامیون می شن. حتماً سوالی که پیش میاد اینه که چه جوری باج می گیرین ؟ از اونجا که فیزیک بدنشون اجازه نمی ده تنها کاری که اونا می تونن بکنن اینه که منتظر چپ شدن کامیون بشن. اون موقع است که انگار قند تو دلشون آب می شه.لبخندی به پهنای صورتشون می زنن و اگر وقت شد یکی دوتا تیتاپ هم می خورن.

تا اونجا که خبر دارم گونه ای دایناسور در دوران دایناسورها زندگی می کردن که عاشق هویج بودن. این نکته رو می شه در یکی از مستند ترین برنامه های تاریخ هنر 7 دید. این برنامه برای فهم راحتتر به صورت کارتون ساخته شده بود و نام ان عصر حجر می باشد شواهد این موضوع را در بر می گیرد.به طوری که فرد سوار بر دایناسور با چوب جلوی این موجود هویج نگه می دارد تا این موجود اقدام به حرکت کند. (البته بچه ها به دلیل درک بالای خود از مسائل تاریخی در هنگام دیدن این کارتون می خندند و گاهی اوقات هم نام ان را اصل حجر بیان می کنن. این نکته موشعی را به ما می گوید که اصولاً ما گوش نمی دهیم، انهم اصالت سنگ در مکاتب مختلف فلسفه است). اما موضوع اینجاست که شرکت پم پم به دلیل داشتن محصول برای هر قشری اقدام به تولید تیتاپ هویجی کرده است.

کامیون حاوی تیتاپ های هویجی در را کرج در کیلومتر یکم کمتر از 5 جاده کرج در ترافیکی عضیم گیر کرد. علت این ترافیک افتاح تنها نمایندگی انحصاری بی ام و در ایران ان هم در کیلومتر 5 جاده کرج است که به صورت لیزینگی امکان جواد شدن بی ام و را در حد پراید برای هر ایرانی راحت ساخته است. راننده ی بیچاره غافل از انکه بوی این تیتاپ ها هم خر و هم دایناسور را هوشیار کرده است در کابین خود ، پشت ترافیک در حال گوش دادن اهنگی زیبا بود. (سازمو بردارم برم کنار برکه بشینم .......) . بالا خره پس از گذشتن زمانی زیاد کامیون به محل راهزن های با شعور خر رسید.دقیقاً سر دور برگردون معروف که اون ور خیابون بی ام و جواد کنیه، که خر منتظره، که دایناسور رسیده ، که بوی تیتاپ میاد.

خر که از روی خرٌیت وسط جاده وایساده ، پس کامیون به خاطره حفظ جون این عزیز خودشو محکم می کوبه به گارد ریل. کامیون چپ میشه و تیتاپ ها یکی پس از دیگری میریزه زمین.

سرتون رو درد نیارم، خر قه قه می خنده و شروع می کنه به خوردن تیتاپ اما نمیتونه چون نمیتونه تیتاپ رو باز کنه، اما دایناسور فکر میکنه با این تیتاپ ها سیر نمیشه پس با خودش فکر می کنه : بذار خر تیتاپ بخوره منم خر رو می خورم. پس با مهربانی به خر تعارف می کنه. خر با غم مشکلشو به دایناسور توضیح میده. و دایناسور با دست های یوغورش یکی پس از دیگری تیتاپ هارا برای خر باز می کنه. در همین هنگام رانندهی بیچاره که کلی کار داشته میپره اونور خیابون یه بی ام و لیزینگی میخره تا بکاراش برسه.



the-rasel


۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

سالاد گوشت برای گیاه خواران

سالاد گوشت برای گیاه خواران

وقتی از تاریخچه ی کشور یا قوم خودشان صحبت می کنند انگار تمامی کائنات لنگ همین یک کشور یا قوم بوده است. چه طور ممکن است فردی با کشتن هم خون خودش به پادشاهی برسد، بعد کتیبه ی حقوق بشر را سنگر خود کند ؟ مسئله این یک نفر نیست، کلیه ی انسان ها ، در هر قومی که می خواهند باشند، خودشان در یکدیگر امیزش می کنند اما بحث بر سر برتری را با تارخچه ی موهوم خود پیش می برند. تمام زجر و رنج را می کشد که اروپایی فکر کند و امریکایی زندگی کند اما سر سخن که می آید شده از زیر شلواری کوروش مایه می گذارد تا نشان دهد برتر است.

به راستی برتر کیست ؟ اصلاً معیار برتری در این عصر چیست ؟ برای من مهمتر اینست که اصلاً برای چه نیاز به برتری است ؟ تا آش شعله قلمکار یهتری از در هم امیزی فرهنگ ها بخوریم ؟ دیگر حتی از خط پایان هم گذشته ایم... اما نیاز به تحلیل نیست چون چیزی برای تحلیل نیست.

چون در این واقعیت برتر یا بهتر بگویم واقعیت مشهود تو و قوم تو و چیزهای دیگر تو جای محسوسی ندارند ، نیاز به نبش قبر تاریخ می کنی ؟ باری از دید من همین ندیدن ها خودش نوعی دروغگویی به سبک مدرنیته است. دعوا دیگر بر سر اختراع مثلاً هواپیما نیست دعوا بر سر مخترع هواپیماست ، این چرند ترین کاریست که می تواند یک قوم انجام دهد، در میان بی مرزی مطلق به دنبال نقطه چین خود باشد. که عملاً ناشی از نادانی مطلق نسبت به عصر خویش است.

زیرا نیازی نیست شما وقتی هیچ چیز بین هیچ کس تقسیم نشده است به دنبال حق خود برگدید. یا خود را مظلوم انگاریده و به دنبال ظالم بگردید، البته از حق نگذریم که اینگونه بحث ها بیشتر برای تبرعه ی یک قوم است تا یاد گذشته کردند.
مثال فرزند دائم الخمری که از رشادت های پدر سخن به زبان می اورد.
بگذریم.....

افروخته از رسول رحمان زاد

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

بلاگ ادامه دارد

متاًسفانه به خاطر مشغله وقت آپدیت پیدا نکردم.... اما حتماً این بلاگ ادامه دارد
ممنون که هنوز هم سر می زنید

۱۳۸۸ شهریور ۱۲, پنجشنبه

مدرنیسم چیست ؟ II

مدرنیسم چیست ؟ II

نمی دانم داستان ان مرد دیوانه به گوشتان خرده است که در روز روشن فانوس به دست به خیابان ها دوید و فریاد زد خدا کو ؟ خدا کو !؟ حال انکه در میان سیل عظیمی از انسان هایی قرار داشت که حتی کوچکترین اعتقادی به خدا نداشتند، مردم دور او را گرفتند و به تمسخر گفتند ، آیا راهش را گم کرده است ؟ مثال کودکی که از مادر جدا شده است ! آیا حواس پرت شده است ؟ مثال پیران بی حافظه ! لیک مرد فانوس بدست فریاد برآورد که : خدا مرده است ! ما ان را کشتیم. ما با دستانمان او را کشته و خون اش را لاجرعه سر کشیدیم و گوشتش را خام خورده و استخوان هایش را در اتش سوزانده ایم. ما دستمالی برداشته و افق را پاک کرده ایم ! سپس مرد فانوس بدست به کلیسا قدم گذاشت و فریاد زد : ایا این کلیساها جز گورستان خدا چیز دیگری هستند ؟ همه با بهت و حیرت به مرد فانوس بدست می نگریستند، مرد فانوس بدست برآمد که : خیر، شما مرا نمی فهمید، من زود امده ام، خیلی زود شاید چند نسل جلوتر.....

آری فردریش نیچه چند نسل زود امده بود، تفکرات وی امروز است که بر شابلون معنای خود منطبق شده است. سهل انگاری در چیزی که از دید دیگران اخلاق بود و از دید نیچه قاتل، باعث مرگ خدا شد. او گمان نمی کند که اخلاق را می داند اما می داند که نمی داند و این یک نعمت است که باعث می شود نیچه به جلو بتازد و دیگران را از خواب بیدار کند . او تفسیر می کند و تو دائماً در فکر حرف های او.
وقتی می نگریم که مدرنیته با چه جدیت خشک و خنده آوری از اخلاق حرف می زند، چیزی که نه تنها ان را اثبات نکرد (حجت نیاورد)، بلکه ان را رعایت نکرد، باعث تعجب می شود.

در همه ی اعصار ، همه ی متفکران پیشرو به زمان خودشان، به دنبال حجتی برای اخلاق بودند، این باعث ایجاد "علم اخلاق" شد. حال انکه خود کلمه ی "علم اخلاق" که خود اخلاقیون به ان اشاره می کنند به دور از اخلاق است. و برای اوردن حجت خود اخلاق را مفروض گرفته اند. (مثال : مثل این می ماند که علی برای اثبات خودش بگوید : علی می گوید "علی" خوب است)

در واقع سعی اثبات اخلاق چیزی جز پاره ای از اخلاق مرکزی نیست. بر گرفته از محیط خود،طبقه ی خود،کلیسای خود و ...... . زیرا مسلماً تو ان مردی نیستی که همه چیز را میدانی ! فهم این مساله ساده است اما قبولش نه! واقعاً نه !

یا آن پیش گذاره ی شپنهاور که می گوید : همه اخلاق در این خلاصه می شود ، کسی را پیازار ! خب سوال این جاست که حجت ان کو ؟

بعدها به جایی رسید که تعریف اخلاق دلیل بوده است ، مثلاً توجیه بنیانگذار خود ، ارامش بخشیدن، سربسته کردن موضوع و .... به طوری که کانت می گوید : ارجح من اینست که از توانم پیروی کنم، شاید در مورد تو نیز اینگونه باشد.

اما تعریف جالبی از مدرنیته وجود دارد که تفکر بزرگ مرد مدرنیته یعنی شارل بورلر است : مدرنیته یعنی نگرش پرسه زن ! اما زیبا پرست.
چیزی که من ان را نگرشی بی ریا ،اما غیر مولد می نامم . اما زیبا پرست .... اما زیبا پرست (این جمله هنوز برایم مفهوم ندارد!) . دقت کنید بی ریا بودن ان به صد چیز دیگر می ارزد اما خب ....

دوره ای که حتی احساسات را در خِرَد خشک خود چپانده است ، هنوز باور نمی کرد که شاید،گاهی اشتباهی رخ دهد، سلسله ی علت و معلول خود را مستحکم می پنداشت در حالی که در ادامه حتی خود نیز سر رشته را گم کرد و علت و معلول خود را زیر سوال برد.

منتظر نظرات شما هستم
چند مورد جدید در اختیارتان است :
1 برای دنبال کردن بلاگ بعد از مقاله ی جدید بالای صفحه روی "دنبال کردن بلاگ" کلیک کنید
2 جست وجو در مطالب این بلاگ
3 رای به سطح کیفی بلاگ
افروخته از رسول رحمان زاد

۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

مدرنیسم چیست ؟ (1)

مدرنیسم چیست ؟ (1)

هدف بیشتر از معرفی مدرن ، تحلیل مدرن از دید پسا مدرنی است.

مدرنیسم اصطلاحی پیچیده است زیرا از یک مفهوم واحد سرچشمه نمی گیرد. لیک در اطلاق به انفجار و سربر آوردن سبک ها و گرایش های جدید در عرصه ی هنر نیمه ی اولیه ی قرن بیستم بوجود آمد. اگر هر عصری را دارای تصویر واحد و مرکزی بدانیم، تصویر مدرنیسم یک بی تصویری یا یک خلاً از وحدت وجود است.
تعریف ویلیام باتلریتس شاعر ایرلندی در مورد مدرنیسم چیز جالبیست :
"چیزها از هم دور و پراکنده می شوند،مرکز را دیگر یارای تحمل و تاب ایستادن نیست، تنها هرج و مرج است که بر جهان فرو ریخته است. "

شاید بپرسید منظور از "چیزها" در تعریف باتلریتس چیست ؟

شاید چیزهایی که در عصر مدرنیته از هم دور شده و فاقد ارزش می شود را بشود در یک جمله خلاصه کرد ، ان هم ارزشهای قرن نوزدهمی که به روشنگری در عصر خود مرسوم بود. بیشتر از روشنگری منظور ایده ی پیشرفت است.
استفاده ی لاقید از منطق،عقل، قانون های جهان شمول وزن شده توسط روشنگران ان دوران.
به طوری که مارکس بحث آرمان شهر را پیش گرفت. که نمایشگر دنیای کاملی بود که با مادی گرایی تحقق می یافت.
ماکیز دوساد انحرفات جنسی را دلیل عدم پیشرفت دانست. و ...

اما این شکاکان هیچ کدام به پای شکاک بزرگ این اعصار یعنی فردریش نیچه نخواهند رسید. او هیچ تحمل و تساهلی بابت ارزش های روشنگری نداشت. وی دنیا را بازیچه ی دست خدایان اسطوره ای یونان می دانست و کلیت،اخلاقیات و .... را اعتقاد به حساب نمی اورد.او برای این افکار "ابر مرد" را بوجود اورد. (ایده ی ابر مرد از دیونیزوس خدای ویرانی-خدای اخلاق یونان باستان گرفته شد. :::اولین نمونه های تائتر از اعتقاد نسبت به این خدا بوجود امد::: )

آری اراده ای معطوف به قدرت بود که شاید نیاز را برطرف می کرد.
و اما چه زود چهره ی ابر مردها (نیچه ابر مرد را یک نقاد و تخریب گر متعالی و تحلیل گر می دانست که با مجموعه ی کارهای ذکر شده بساطی نو را بوجود اورد) نمایان شد، همان چیزی که نیچه سوء فهم دانست : هیتلر،مائو،استالین...

او از مرگ خدا نام برد که قرن ها زیر سایه ی وی،راهبان کلیسا به چپاول و خون خواری مشغول بودند.
این شد که چیزی جز خلاً موجود نماند.

در نوشته های بعد چه خواهد بود :
1- " مدرنیسم چیست ؟2 "
2- " مدرنیسم چیست ؟3"
3- بررسی مکتب های دوره ای
4-فرق مدرن و پست مدرن
5 - جاعلان یا پساخیزان ؟
الف) اگر سوالی است حتماً بپرسید
ب) اگر نیاز می بینید در مورد خاصی "نوشته" گذاشته بشه حتماً بگویید
::::::::::: اگر لازم است بگویید نوشته ها مطالب بیشتری داشته باشد مثلاً مدرنیسم در یک نوشته توضیح داده شود::::::::::

نوید گفت : واقعیت برتر وقتی از زبان پست مدرن صحبت می کنیم دیگر معنا ندارد،
پاسخ : آری چنین است، لیک ارائه ی مفاهیم باعث فهم درست موضوع خواهد شد.... وقتی من می گویم تو انسانی ، شاید اشتباه باشد چون بدیهی است و در ضمن تو اسم مشخصی داری ، اما وقتی می خواهم در مورد کلیت مورد بحث کنم نیاز است که در مورد موجودیت تو صحبت بشود.
"واقعیت برتر" زمانی که نیاز است در مورد موجودیتش (از دیدگاه کلی نه از دید پست مدرن) صحبت بشود باید اسم داشته باشد.